السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
158
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
الفصل الخامسفى أنّه لا تكرّر فى الوجود « 1 » در وجود تكرار نيست متن كلّ موجود فى الأعيان فإنّ هويّته العينيّة . . . مع فرض الاثنينيّة ، فى الصّورتين سواء . ترجمه براساس اصالت وجود ، هويت عينى هر موجود خارجى ، وجود اوست ، چنانكه بيان آن گذشت . « 2 » و هويت عينى كه عبارت از تشخص هر موجود باشد از صدق بر كثيرين امتناع دارد . پس تشخص براى وجود به ذات خود ، حاصل است . « 3 » لذا اگر براى يك موجود ، دو وجود فرض شود هويت عينى واحد آن در عين وحدت ، كثير خواهد بود . و اين محال است .
--> ( 1 ) . انقعاد اين فصل تحت عنوان « لا تكرار فىالوجود » به دو دليل از عنوان « المعدوم لا يعاد » بهتر است : يكى اينكه شامل بحث امتناع وجود مثلين مىشود . ديگر اينكه با موضوع فلسفه كه موجود است بهترسازگار است ( 2 ) . ر . ك : به فصل دوم از همين مرحله ( 3 ) . فالشّخصيّة للوجود بذاته . . . . اگر تشخص ، ذاتى وجود نباشد پس بايد عرضى آن باشد و به خودى خود نبايدمتشخص باشد . پس ، قابل صدق بر كثيرين خواهد بود ، در حالى كه هيچ وجودى بر وجود ديگر صدق نمىكند . از اينجا معلوم مىشود كه تشخص و تعين ، ذاتى هر وجودى است